تبليغاتX
خدایا دروغ چرا

 

سلام.چند وقتی درگیر بودم نرسیدم اینجا رو اپ کنم.از این به بعد میخوام گاهی اوقات شعر هایی رو که ازشون خوشم میاد با فوتوشاپ یک عکس خوب ازشون در بیارم.بذارم اینجا.

نوشته شده توسط امیر حسین کاظمی | لینک ثابت | موضوع: |

قهقهه فاصله 

من  و تو و جاده پاییزی
من و تو و جوی یخ زده
من و تو و برگ های زرد
من و تو و خاطرات سرد
چقدر شبیه هم هستیم
من شکسته؛تو تنها
جاده زرد و جوی ارام
برگ ها زیر پا له میشوند
خاطرات با گل ها پرپر میشوند
و صدای قهقهه ی فاصله به گوش میرسد

از خودم

نوشته شده توسط امیر حسین کاظمی | لینک ثابت | موضوع: |

تک درخت سرو 

تک درختِ سروِ برگ ریزانِ دلم را با اَرّه برقی از دلم جدا کردند.او را بردند و هر لحظه از معرکه یِ مردابیِ چشمانم دورتر میشد.او را بردند و فقط نیم تنه ای از او برایم بجا گذاشتند.تا هرگاه آن را ببینم،داغِ دلم تازه شود.اما ریشه او اینجاست.شاید روزی به هوایِ ریشه اش بازگردد.شاید دلش برایِ همجوارانِ زردش تنگ شود.نفس کشیدن در این جنگلِ زرد مثل پروازِ پرنده ایست که دو بالش شکسته است.کاش کسی پیدا شود که پرنده را تیمار کند تا در این سرما بی پایان نمیرد.کاش...!!!

از خودم

نوشته شده توسط امیر حسین کاظمی | لینک ثابت | موضوع: |

روز وداع یاران 

این دلِ شکسته یِ پر غمِ من
در سینه یِ دلشکستگان،خانه ها میسازد
و دلم میخواهد
بگویم:عشق،شبنم،باران
و دلم میخواهد
ببویم نرگس
گرچه،در این مات شهرِ ما
نه نرگس هست؛نه شبنم
نه عشق است و نه باران
تنها غنیمتِ خاک خواهان
یک مشت دلِ شکسته یِ داغداران
وای که چه دردانگیز است
روز وداعِ یاران

از خودم

نوشته شده توسط امیر حسین کاظمی | لینک ثابت | موضوع: |

شرکت های هرمی 

سلام دوستان
امروز میخوام یک پست توی وبلاگ بگذارم که شاید به موضوع وبلاگ یکم بی ربط باشه ولی من خودم رو به عنوان یک انسان مسئول میدونم.
امروز یه اقایی به نام محمد تو قسمت نظرات پست جاده زمستونی یک نظر گذاشته و تبلیغ سایت نا مشروعش رو کرده.
من به این سایت رفتم و تا اونجایی که من فهمیدم بی شباهت به یک شرکت هرمی نیست.شما اول برید مطالب این سایت رو بخونید بعد حتما برگردید و ادامه این مطلب رو هم بخونید.


ادامه...
نوشته شده توسط امیر حسین کاظمی | لینک ثابت | موضوع: |

جاده زمستانی 

قلبم تندتر میزند.نفس هایم تندتر میایند؛تندتر میروند.صدای هق هقت به گوش میرسد.با هر نفس از من دور تر میشوی.باشد.من،نفس هایم را راه نمیدهم.ولی باز هم تو دورتر و دورتر میشوی.نفس های من،فقط لحظه شمار بودند.بدون آن ها هم،چراغ سبز میشود.کاش ماندن به همین سادگی بود.بیچاره نفس هایم که در این سرما،پشتِ راه بندانِ گلویم،ایستاده اند.آسمان و زمین سفید پوشیده اند.اما این سفیدی،رنگِ شادی نیست.آسمان میگرید و اشکهایش،روی زمین مینشینند.زمین،با صلابت و البته مهربانی،پذیرای میهمانان آسمانی است.کاش من هم سنگِ صبوری چون زمین داشتم.اشک هایِ من،لابلایِ میهمانانِ آسمانی،جایی برایِ خود میجویند.اشک هایِ سفیدپوش آسمان که پذیرای فرستادگانِ چشمانم هستند.از شرم،در خود فرو میروند.پایانِ این جادهِ زمستانی،کجاست؟


از خودم

نوشته شده توسط امیر حسین کاظمی | لینک ثابت | موضوع: |

گل پژمرده 

و این،نیش ِبلند طبعان ِمغروری بود؛که راه ِگلویم را بست.چشم هایم نمیبارد.غمی در گلویم پنهان شده که در اسمان ِبی کران ِچشمانم پدید نمیاید.شاید،گاهی،ابری از مروارید بی کران ِچشمانم را فرا گیرد.ولی این ابر،باریدنی نیست.خداوندا،تو این اُمّت افریدی و خود نیز،نیششان پر زهر کردی.خود نیز این گلِ پژمرده را افریدی.تو پژمرده نیافریدی.پژمرده شد.پژمرده اش کردند.حال این سرافکنده،گله نه،ناله دارد.که حکمت ِاین نیش و این زهر نمیداند و از غم،باران را نیز یارای ِرسیدن به ریشه نیست.و این گل میداند؛تا زنده است؛شهد دارد و تا شهد دارد نیش ِتلخ باید تحمل کند.و از تو مدد میجوید تا مباد از ترس ِتلخی ِنیش،شهدش را از شاپرک دریغ دارد.

از خودم

نوشته شده توسط امیر حسین کاظمی | لینک ثابت | موضوع: |

بگردم یا بگردی؟ 

به کعبه گفتم:تو از خاکی،منم خاک؛چرا باید به دور تو بگردم؟!
ندا آ
مد:تو با پا آمدی؛باید بگردی؛برو با دل بیا؛تا من بگردم.

نوشته شده توسط امیر حسین کاظمی | لینک ثابت | موضوع: |

بیچاره آسمان 

تلخی ها به واقعیت تبدیل می شوند و کابوس هایِ شب هایِ بی ستاره یِ من،از نقابِ خواب بیرون می آیند.شاید این یک خواب باشد؛یک خوابِ آشفته؛یک کابوس.اما این رنگِ دیگرِ زندگی است.روی دیگرِ سکه ای که بر طرفِ خوشِ آن،جمله یِ ((تا شقایق هست ...)) نقش بسته.و چه زیباتر بود؛شبهایِ بی ستاره یِ من،از این روزِ بدونِ خورشید.شبهایی که تلخی ها،فقط در تاریکی، شبَهی از خود نشان می دادند و زبانه هایِ آتشینِ خورشید،سیاهی ها را میسوزاند.کجاست آن خورشید.روز هایِ بدونِ خورشید و مَه و پر از تاریکی.همه در انتظارِ پرتویی نورند.اما این کابوس به صبح نمیرسد.چرا که این،عِین زندگی است.زندگیِ بدون خورشید و مَه و ستاره.همه جا سرد و تاریک است و من،به دنبالِ سرپناهی برای سر کردن این شبِ بی پایان. همچو موری،در مقابل دیوارِ پر از سایه مقاومت می کنم.اما پایداری بی فایده است.باید تسلیم شویم؛چرا که این است تقدیری که پروردگارِ جهانیان برای آسمان رقم زده.گویی نباید آسمان رنگِ خوشی به خود بگیرد.بیچاره آسمان.

از خودم

نوشته شده توسط امیر حسین کاظمی | لینک ثابت | موضوع: |

قربانی عشق 

چه لحظاتِ سختیه...وقتی دلت بارونیه
وقتی که غم هایِ دلت
دل منو مهمونیه
این دل من خیال میکرد
عشق به همین اسونیه
غافل،که قربانیِ عشق
یه دل اسمونیه

از خودم

نوشته شده توسط امیر حسین کاظمی | لینک ثابت | موضوع: |

یارب 

یا رب دل من تنگ برات...یا رب ببرم از این حیات
از همه ادما خستم...از جمع کافر ها رستم
میخوام بیام پیشت بمونم...دیگه نمیتونم از زمینی بخونم
اگه بمونم میمیرم میپوسم...اگه بیام میدونم دوباره میخونم

از خودم

نوشته شده توسط امیر حسین کاظمی | لینک ثابت | موضوع: |

پاسخ بدی 

امام صادق(علیه السلام) مى فرماید: پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله) در خطبه اى فرمودند:
آیا به شما خبر دهم که بهترین اخلاق در دنیا و آخرت چیست؟
از کسى که به تو ستم کرده درگذر، با کسى که از تو قطع رابطه کرده رابطه برقرار کن، به کسى که به تو بدى کرده نیکى کن، به کسى که تو را محروم کرده عطا کن.

نوشته شده توسط امیر حسین کاظمی | لینک ثابت | موضوع: |

چشم و ماه 

امشب توی راه کلبه ی محقرم
خوابیدم و دیدم ماه مُزَیَّنَت

از گریه فتادم بر در خانه ی تو
با اشک ستاندم مهر از شانه ی تو
یا دل کاش می بودی در طالع تو

اندکی مهر و وفا و می و کاشنه ز تو
کاش این رویا محقق میشد
چشمم به دیدار مُزَیَّن میشد

از خودم

نوشته شده توسط امیر حسین کاظمی | لینک ثابت | موضوع: |

تنها مونس 

تنهای تنهایم...بی تو لیلایم
سوخته تار و پودم...شکسته پر و بالم
...
از تو هراسونم...بی تو نمیتونم
چقدر پریشونم... بی تو نمیمونم
...
داغ تو دارم...چون میوه ی کالم
تنها مونس من ...صدای تیشه و سازم

از خودم
نوشته شده توسط امیر حسین کاظمی | لینک ثابت | موضوع: |

درد سر عاشقان 

من سرم در عاشقان...در این دنیای نا سامان
میگویم تو نیز بدان...درد سر عاشقان

ما رعیتیم تو خان...از غم مرا به شادی رسان
ساتر مکن سفلگان...یار باش کریمان
یاور باش یاران...میانگر باش دشمنان
آمین

از خودم

نوشته شده توسط امیر حسین کاظمی | لینک ثابت | موضوع: |

بسم باشه 

واسه ما هر چی باشه...دنیای تاریک و غم و قصه باشه
جای ما هر جای دنیا که باشه
خستگی.درموندگی،اونجا باشه
دل ما عاشق هر کی که باشه
نا مردی و خیانت و هوس باهاشه
توی دنیا هر کی دوست ما باشه
غم هجران و درد دوری باشه
اخه خدا این گناه ناکرده ی من هر چی باشه
این همه عذاب و درد و غم حتما بسم باشه

از خودم
نوشته شده توسط امیر حسین کاظمی | لینک ثابت | موضوع: |

 

سلام.این هم از قالب جدید.شاید به نظر یکم غریب بیاد.بدون منو چهار چوب ولی به نظرم اینجوری بهتره.حالا هر کس نظری داره بگه.
نوشته شده توسط امیر حسین کاظمی | لینک ثابت | موضوع: |

وب متروکه 

سلام.خیلی وقته به این وبلاگ سر نزدم.دیگه انگار واقعا یه نمونه کوچیک شده از قلبم.متروکه و عنکبوت بسته.اما میخوام یه قالب خیلی خوب براش طراحی کنم و دوباره راهش بندازم.
پس تا بعد
نوشته شده توسط امیر حسین کاظمی | لینک ثابت | موضوع: |

 

همت مضاعف...کار مضاعف حضرت ازرائیل هم به حرف رهبر گوش کرده. هنوز عید تموم نشده کار مضاعف رو شروع کرده.نمیزاره پیرهن مشکیمونو دربیاریم یه پیرهن مشکی دیگه میاره رو قبلی. راستش از اول عید تا حالا چند از بستگانم فوت کردند.خدا بیامرزتشون. مخصوصا دایی مادرم که من خیلی دوستش داشتم. فاتحه.
نوشته شده توسط امیر حسین کاظمی | لینک ثابت | موضوع: |

ضرر های زود باوری 

چرا ما ادم ها انقدر کم ظرفیتیم؟چرا به کوچکترین تعریفی فکر می کنیم بهترینیم؟.چرا زود خودمونو گم میکنیم؟چرا تو این موارد انقدر زود باوریم؟چرا؟
نوشته شده توسط امیر حسین کاظمی | لینک ثابت | موضوع: |

تولدت مبارک 

ای تمام زندگی من
  ای تمام هستی من
    ای تمام فکروخیال من
       ای مالک تمام قلب من
تولدت مبارک

این پست دارای منادای خاص است.
نوشته شده توسط امیر حسین کاظمی | لینک ثابت | موضوع: |

خیال لیلی 

گر بودی در دل زمن اندک مهری
می رسیدم ز تو اندک خیری
مهر من به تو همچو سیلی
میکندم ویران خیال لیلی

نوشته شده توسط امیر حسین کاظمی | لینک ثابت | موضوع: |

که گوید گه گرانیست اینجا 

دكتر شهید علی شریعتی
چه كسی میگوید كه گرانی است اینجا؟
دوره ارزانی است!
چه شرافت ارزان
تن عریان ارزان
و دروغ از همه چیز ارزانتر
آبرو قیمت یك تكه نان
و چه تخفیف بزرگی خورده است قیمت هر انسان!

نوشته شده توسط امیر حسین کاظمی | لینک ثابت | موضوع: |

چند سخن زیبا 

ازدرد سخن گفتن و از درد شنیدن ، با مردم بی درد ندانی که چه درد است .
*******************************************************
دیگران را می بخشم حتی آنانی را که مرا آزرده اند ، نه از برای آنکه ایشان مستحق بخشایشند ، بلکه چون من لایق آرامشم .
*******************************************************
ساکنان دریا پس از مدتی صدای امواج را نمیشنوند؛چه تلخ است قصه عادت.
*******************************************************
به خدا نمی گویم مشکل بزرگی دارم بلکه به مشکل می گویم خدای بزرگی دارم.
*******************************************************
فراموش کن چیزهایی را که نمی توانی بدست بیاوری. و بدست بیاور چیزهایی را که نمی توانی فراموش کنی (شکسپیر).
*******************************************************
نوشته شده توسط امیر حسین کاظمی | لینک ثابت | موضوع: |

عشق یعنی... 

عشق یعنی همیشه سوختن...عشق یعنی همیشه خفتن
عشق یعنی بی نهایت خواستن...عشق یعنی همیشه سراب بافتن
عشق یعنی زندگی با دیوانگی...عاقبت عشق همیشه اوارگی
عشق یعنی همه هست و نیست روح...عشق یعنی حسی خروشان چو رود
عشق یعنی بود نبود بر کف دست...عشق یعنی معشوق از دیار عاشق رخت بست.
از خودم

نوشته شده توسط امیر حسین کاظمی | لینک ثابت | موضوع: |

دیگه کاسه ی صبرم شده لبریز 

  یه مدتیه دوباره گریونم...اینشبا من خیلی پریشونم
من با اون همه اوج غرورم...غمم داره باهام میاد تا توی گورم
دیگه از بین رفته اون همه شورم...دیگه شکسته همه ی غرورم
دیگه از بین رفته من بهونم...واسه زندگی.برای بودن
واسه بودن توی دنیای غم انگیز... دیگه کاسه ی صبرم شده لبریز
دیگه کاسه ی صبرم شده لبریز
دیگه کاسه ی صبرم شده لبریز
دیگه کاسه ی صبرم شده لبریز

از خودم 

نوشته شده توسط امیر حسین کاظمی | لینک ثابت | موضوع: |

به تو مدیونم 

به تو مدیونم.
به تو که عاشق بودنو بهم یاد دادی.
به تو با نگاهت حس دوست داشتن رو یادم انداختی.
به تو که با صدات زمستونم رو بهار کردی.
اره.به تو مدیونم.همیشه.
ای عشق من.

نوشته شده توسط امیر حسین کاظمی | لینک ثابت | موضوع: |

رمضان وغم 

دیروز خیلی دلم گرفته بود.دپرس شدم رفت.ای خدا.بعضی موقع ها چیزای معمولی خیلی ادمو ناراحت میکنه.
بعضی ها میگن از خواص بلوغه.
ای خداااااا
چند وقتیه که خونه مادر بزرگم مهمونم و به خاطر همین اپ نمیکنم.
و در اخر چند بیتی در مورد ماه رمضان.

رمضان امد و دل راهی یک سفر شده.
راهی یک راه دور و سخت و پر خطر شده.
رمضان امد و دل به گمگشته نزدیک تر شده.

دل من تو این روزا به دنیا عمیق تر شده.
رمضان امد و دل کمی ارام تر شده.
زندگی براش تو دنیا کمی اسان تر شده.
رمضان امد و دل ز دیروز طاهر تر شده.
روح من حالا  کمی ز دیروز عاقل تر شده.
رمضان امد و سیاهی رخت بست.
رمضان امد زیرا سفیدی خستست.

از خودم

نوشته شده توسط امیر حسین کاظمی | لینک ثابت | موضوع: |

یا رب مددی کن 

یا رب مددی کن به وجد گمگشته ام
که بسی رنج بردم لیکن به ظهورش مشعوف نگشته ام
روزی رهی بر سر کوهستان دلم میرفتم
که دیدم او را ولی گمگشت و دیگر مشرف به دیدارش نگشتم
یا رب مددی کن گر شکستم من در این دیار فانی
بگردم و بیابم او رو در دیار باقی
یا رب مددی کن بدانم او چیست.کیست
عشقش طیب است و جز تو او را معشوق نیست
ای امیر عمریست به دنبال عشقت میگردی
تو بیماری و پی طبیب خود میگردی
منبع طب طبیب تو خداست
مرهم همه درد های بی درمان تو فقط خداست
پاسخ همه پرسش های های بی جواب تو خداست
اینک طبیبت خدا و این شعرت دواست
پس برو شکر گوی که لایق فقط خداست
دل تو قفل و کلید نزد خداست

از خودم

نوشته شده توسط امیر حسین کاظمی | لینک ثابت | موضوع: |

دیگه نمیخوام 

من دیگه نمیخوام اینجا بمونم
دیگه نمیخوام از عشق بخونم
دیگه نمیخوام تو این دیار بمونمو
از این دنیا رنج ببرم
خدایا خستم من از عشق
خدایا دلگیرم از عشق
خدایا من میمیرمو
حقمو میگیرم از عشق

از خودم

نوشته شده توسط امیر حسین کاظمی | لینک ثابت | موضوع: |


لیست پست ها